نگاهی به فراز و فرودهای زندگی آیت‎الله راستی کاشانی

رجانیوز – گروه تاریخ: نامش بیش از همه به واسطه‎ی ایستادنش در مقابل انحرافات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بر سر زبان‎هاست؛ با این همه اما نقش‎های مختلفی در طول نهضت ایفا کرده و در مواضع سیاسیِ متأخر نیز با جریانات مختلف سیاسی ارتباط داشته. این البته مانع آن نمی‎شود که گرایشش به هاشمی و دولت روحانی را نادیده بگیریم یا دیدارش را با همان سازمان مجاهدینی‎های سابق مورد توجه قرار ندهیم.

آیت‌‎الله راستی‌ کاشانی‌ در سال‌ ۱۳۰۶ در کاشان‌ به‌ دنیا آمد. پدرش مدتی ابریشم‎بافی می‎کرد و مدتی نیز کارمند بود.
**تحصیلات و فعالیت‎های علمی
اگر چه تحصیلات ابتدایی‌ را تا پایه ششم‌ گذرانید اما به واسطه‎ی اوضاع نابسامان دبیرستان‎های آن زمان، راهش به تجارتخانه‎ها و مغازه‎ها افتاد تا کار را بر تحصیل ترجیح دهد. راستی کاشانی اما کمی بعد به‌ سراغ‌ نقاشی طرح‎ها و نقشه‌های قالی رفت‌ و آن‌ حرفه‌ را نزد استادان‌ معروف‌ و مجرّب‌ فرا گرفت‌. با این همه دست تقدیر بر این بود که راهش به حوزه علمیه ختم شود.
پس از تحصیل ادبیات عرب راهی قم شد و بعد از پایان رسائل، مکاسب، کفایه و فراگیری دروسی در باب تفسیر، کلام و فلسفه به نجف رفت تا بیش از ۲۵ سال مجاور حرم امیرالمومنین(ع) باشد. علت این مهاجرت بیش از همه، بهره‎گیری از دروس تفسیر آیت‎الله خوئی بود.
رسائل‌، مکاسب‌ و کفایه‌ را نزد آیت‎الله العظمی‌ مرتضی حائری یزدی، آیت‌ الله عبدالجواد اصفهانی، آیت‌الله العظمی شهاب‌ الدین‌ مرعشی نجفی و حضرت‌ آیت‌ الله العظمیی سید محمدباقر طباطبایی‌ بروجردی (سلطانی) آموخته بود‌ و در تفسیر، هیئت‌ و فلسفه‌ از محضر علامه‌ طباطبایی بهره جسته بود. در نجف نیز خارج فقه و اصول را نزد آیت‎الله خوئی و آیت‎الله باقر زنجانی خواند. او در عین حال‌ در درس‌ حضرات‌ آیات‌ حاج‌ سید محسن‌ حکیم‌ و حاج‌ سید محمود شاهرودی، حاج‌ سید عبدالهادی شیرازی، میرزا حسن‌ یزدی، شیخ‌ حسن‌ حلّی، حاج‌ میرزا حسن‌ بجنوردی و حاج‌ سید حسین‌ حمّامی نیز به‌ تناوب‌ شرکت‌ می‎جست‌. او مدتی در جلسات‌ فقهی‌ شورای استفتای‌ آیت الله خویی شرکت‌ داشت‌.
آیت‎الله، پنجاه‌ سال‌ به‌ تدریس‌ در حوزه‌های علمیه‌ کاشان‌، نجف‌ اشرف‌ و قم‌ پرداخت.
**فعالیت‎های سیاسی
*حمایت از درس امام
پس از آنکه امام به نجف آمد، آیت‎الله نیز مثل تندی چند از اساتید، درس خود را تعطیل کرد تا با شرکت در درس امام، به نوبه‎ی خود رونق‎بخش نهضت باشد.
راستی‎کاشانی خود را خصوص آن روزها می‎گوید:«من در حوزه علمیه قم ارتباط علمی با امام نداشتم. پس از آغاز نهضت یک نوار سخنرانی ایشان در نجف به دستم رسید که شب دیر وقت در حجره آن را گوش دادم که خیلی رویم اثر گذاشت تا اینکه پس از تغییر محل تبعید ایشان از ترکیه به عراق و تشرفشان به نجف اشرف، بعضی از آقایان از من خواستند تا از امام بخواهم درسی شروع کنند، ولی من گفتم من درخواست نمی‌کنم، چون شناختی از علمیت ایشان ندارم، اما اگر ایشان درسی شروع کنند من شرکت می‌کنم. لذا وقتی امام تدریس را شروع کرد من خودم که کفایه و مکاسب تدریس می‌کردم، به همراه شاگردانم به درس امام رفتیم و این در رونق درس امام تأثیر داشت. امام هم قدردان بود.»
او می‎افزاید:«یادم می‌آید پس از پیروزی انقلاب یک بار که خدمتشان مشرف شدم به هنگام خداحافظی امام به مرحوم حاج احمد آقا گفتند:”ایشان را می‌شناسی؟” احمد آقا گفت:”آقای راستی کاشانی هستند” امام فرمودند:”نه، ایشان و مرحوم آقا سید اسدالله مهری ما را در نجف از غربت درآوردند.” امام بنده خالص خدا بود و هر کاری را برای خدا انجام می‌داد.»
*حمایت از مرجعیت امام و امضای بیانیه‎ها
آیت الله، از کسانی بود که در سال ۱۳۴۳، مسأله تقلید از امام خمینی(ره) را به طور جدی مطرح کرد. امضای او در زیر بسیاری از اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی که بر ضد شاه منتشر می‌شد، به چشم می‌خورد. آیت الله راستی کاشانی، با عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جزء فعالان این مجموعه شد.
*اعتصاب کارکنان شرکت نفت
یکی از وقایع پرحاشیه‎ی نهضت را می‎بایست اعتصاب کارکنان شرکت نفت قلمداد کرد. این اعتصاب فردای کشتار ۱۷ شهریور ۵۷ از پالایشگاه تهران آغاز شد و به پالایشگاه‌های تبریز، آبادان، اصفهان و شیراز کشید. آن سال‎ها ایران ۲۰ درصد از نفت اوپک را تولید می‎کرد و پس از عربستان دومین صادرکننده‎ی بزرگ نفت به شمار می‎آمد. پالایشگاه آبادان یکی از بزرگترین پالایشگاه‎های نفت جهان بود.
امام توجه ویژه‎ای به این اعتصاب داشتند:«اعتصاب نفت بسیار مهم است. من دست علماء را می‌بوسم. هرچه در توان دارند در ادامه آن انجام بدهند که اگر اعتصاب شکسته شود، نهضت به عقب می‌افتد.» امام تصریح می‎کنند:«شاه، نفت کشور را برای سرکوبی مسلمانان به اسرائیل می‌دهد و در ایران هر کس به این عمل غیر انسانی اعتراض می‌کند، با سر نیزه جوابش داده می‌شود.»
در این شرایط آیت‎الله از جمله کسانی است که به نمایندگی امام برای حمایت و پشتیبانی از اعتصاب، راهی آبادان می‎شود.
*تحصن در دانشگاه تهران
با اوج گرفتن نهضت و فرار شاه، این بار نوبت امام است که به ایران بازگردد. با این همه بهانه‎های بختیار در مورد عدم امنیت و… سدی بر سر این راه است؛ سدی که روحانیون را به دانشگاه تهران می‎کشاند تا در اعتراض به ممانعت بختیار تحصن کنند. آیت‎الله راستی کاشانی از جمله چهره‎های متحصن در این ماجراست.
*عضویت در شورای مدیریت حوزه قم
پس از انقلاب در سال ۵۹ نوبت شکل‎گیری‌ شورای‌ مدیریت‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ می‎رسد. آیت‎الله منتظری طی نامه‎ای خطاب به امام می‎نویسد:«امام طی نامه‎ای به آیت‎الله منتظری تصریح می‎کنند:«پس از سلام، همان‎گونه که خاطر شریف مستحضر است مدتى پیش حضوراً امور مربوط به حوزه علمیه قم و لزوم ایجاد نظم و رسیدگى به اوضاع درسى و اخلاقى و جریانات داخلى آن به عرض حضرتعالى رسید و رهنمودهایى فرمودید و بنا شد براى انجام این مسئولیت شورایى از فضلاى مدرسین حوزه علمیه قم تشکیل شود. بر حسب نظر حضرتعالى و مشورت و نظرخواهى از حضرت آیت اللَّه العظمى آقاى گلپایگانى- دامت برکاته- شورایى مرکب از آقایان حجج اسلام راستى، کریمى، طاهر شمس، دوزدوزانى، صابرى و افتخارى- دامت افاضاتهم- تشکیل گردید و قدم‎هاى مؤثرى تا حال برداشته‏‎اند. چنانچه رهنمودهاى جدیدى دارید مرقوم فرمایید- ادام اللَّه ظلکم الشریف.» امام نیز مرقوم می‎دارند:«شوراى مزبور کارهایى را که مى‏‎خواهند انجام دهند، پس از نظرخواهى در امور مهمه از حضرت آیت اللَّه گلپایگانى- دامت برکاته- مانعى ندارد. ان شاء اللَّه موفق باشید.»
*حضور در شورای عالی قضائی
در همین سال بحث شورای عالی قضائی نیز مطرح است. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می‎نویسد:«خبرگان تدوین کننده قانون اساسی براساس همان دغدغه‌هائی که برای صیانت از قانون و شرع مقدس داشتند، وجود شورای نگهبان را با حضور دوازده عضو، در متن قانون اساسی {در اصل نود و یکم} پیش بینی کردند؛ به طوری که بدون وجود این شورا که شش نفر از اعضای آن از فقهای برجسته و منصوب رهبری و شش نفر دیگر از حقوقدانان پیشنهادی شورای عالی قضایی و به انتخاب مجلس بودند، مجلس شورای ملی فاقد اعتبار می‌شد. اما چگونگی شکل‌گیری شورای عالی قضایی و به تبع آن تشکیل شورای نگهبان، یکی از مشکلات مجلس اول بود.
امام (ره) در همان فرصت قانونی، حضرات آیات آقایان لطف‌الله صافی گلپایگانی، احمد جنتی، یوسف صانعی، غلامرضا رضوانی، عبدالرحیم ربانی شیرازی و محمد رضامهدوی کنی را به عنوان فقهای شورای نگهبان معرفی کردند. اما بحث انتخاب حقوقدانان این شورا که باید توسط مجلس از میان حقوقدانان پیشنهادی شورای عالی قضایی انتخاب شوند، به علت عدم تشکیل شورای عالی قضایی با مشکل روبرو شد.
طبق اصل یکصد و پنجاه و هشتم قانون اساسی در قبل از بازنگری، شورای عالی قضایی متشکل بود از رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل کشور به انتخاب رهبر و سه نفر قاضی مجتهد عادل، به انتخاب قضات کشور. امام تا پیش از این زمان آقایان دکتر بهشتی و آیت الله موسوی اردبیلی را به عنوان منتخبین خود معرفی کرده بودند، اما تکلیف سه نفر قاضی عادل مشخص نبود. این که قاضی مجتهد عادل کیست و چه کسی باید وجود سه عنصر قضاوت، اجتهاد و عدالت را در یک نفر احراز کند، مهمترین بحث مربوط به انتخاب این قضات بود.
این موضوع در شورای انقلاب هم مطرح شد و بحث‌های مفصلی را هم به خود اختصاص داد. بیشتر مذاکرات بر روی نحوه تشخیص و معرفی این قضات بود.
ما ابتدا فکر کردیم از قضات شرع که در دادگاههای انقلاب کار کرده بودند به اضافه قضات دادگستری، اگر در میانشان مجتهد عادل باشد، استفاده شود. با امام و مدرسین و مراجع دیگر هم صحبت شد و اسامی عده‌ای از قضات شرع دادگاههای انقلاب، فهرست شد و در نهایت امام به قم و آیت‌الله منتظری ارجاع فرمودند و در آنجا به کمک برخی از حضرات آیات، عده‌ای از این قضات به عنوان مجتهد عادل شناخته شدند. اما بعد کم‌کم اعتراضاتی در محیط دادگستری بروز کرد، به طوری که بعضی از قضات می‌گفتند از کجا معلوم که ما مجتهد و عادل نباشیم.
من چون خود را موظف می‌دیدم که بی‌توجه به این اعتراضات نباشیم و معتقد بودم بی‌اعتنا بودن به این خواست، ممکن است در آینده نقطه سؤال و ابهامی در پرونده شورای عالی قضایی بگذارد، باز به خدمت امام رفتم و مسأله را مطرح کردم. امام فرمودند برای اینکه حقی از کسی ضایع نشود به آقایانی که ادعای اجتهاد دارند، مهلتی بدهید تا در محضر کسانی که مجتهد را می‌توانند تشخیص بدهند، حضور پیدا کنند و با آنها مصاحبه و مذاکره شود تا اگر آنها هم مجتهد بودند، معرفی شوند.
ما هم به سرعت دنبال این کار را گرفتیم و حتّی لایحه قانونی تحت عنوان «انتخاب سه نفر از قضات کشور برای عضویت در شورای عالی قضایی»، در شورای انقلاب به تصویب رساندیم که بر مبنای آن شرایط انتخاب‌شوندگان، سابقه قضایی در وزارت دادگستری یا دادگاه‎ها و یا دادسراهای انقلاب و «داشتن توانایی اجتهاد، عدالت و تقوای دینی و تعهد نسبت به انقلاب اسلامی» تعیین و امام مرجع تائید این صلاحیت‎ها، شدند.  در نهایت نیز امام، این کار را به آقای منتظری محوّل فرمودند که ایشان نیز با انتخاب آقایان علی مشکینی، حسین راستی کاشانی و مسلم ملکوتی، کار بررسی‌ها را به انجام رساندند. به این ترتیب راه انتخاب سه نفر قاضی مجتهد و عادل از میان مجموعه قضات تائید شده، هموار و مراحل اجرایی کار برای تکمیل شدن اعضای شورای عالی قضایی آغاز شد.»(کتاب هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات ۱۳۵۹، انقلاب در بحران)
*امام، سپاه را به آیت‎الله ارجاع می‎دهد
امام، تیرماه ۵۹  در دیدار فرمانده و مسئولان اطلاعات سپاه تهران و شهرستان‎ها از ضرورت حرکت بر مبنای اسلام سخن می‎گویند و تصریح می‎کنند:«من از خداى تبارک و تعالى توفیق و سعادت و سلامت شما را مى‏خواهم. و در این امور هم همان‏طور که گفتم به آقاى منتظرى، آقاى مشکینى، آقاى راستى، اینها همه اشخاص صالحى هستند که به آنها مراجعه کنید و از آنها دستور بگیرید، مانع ندارد و هیچ اشکالى هم ندارد. خداوند تأییدتان کند.»
*ماجرای انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
مهر ۶۵ است که به دنبال شکل‎گیری برخی حاشیه‎ها در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، آیت‎الله که پیش از این نماینده‎ی امام در سازمان به شمار می‎آمده، دست به قلم می‎شود و ضمن اشاره به انحرافاتی که درون سازمان وجود داشته، به دلایلی موافقت با انحلال سازمان را تقضا می‎کند.
آیت‎الله خطاب به امام می‎نویسد:«با کمال احترام معروض می دارد، با اینکه در اطاعت از امر مکرر حضرت امام نسبت به نمایندگی در‏‎ ‎‏سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بحمدالله تاکنون انجام وظیفه شده است و به لطف خداوند با توجه به‏‎ ‎‏نقطه نظرهای مبارک خطر ضعف‎هایی که ممکن بود از جانب منحرفین ایجاد شود برطرف شده است،‏‎ ‎‏ولی با اشتغالات درسی در حوزه و اطاعت از دیگر اوامر حضرت مستطاب عالی فرصت لازم برای‏‎ ‎‏ادامۀ نمایندگی آن حضرت در سازمان مذکور نیست. استدعای استعفا دارم. ضمناً چون در پیروی از‏‎ ‎‏فرمایشات حضرتعالی عده ای از اعضای محترم سازمان به جبهه رفته اند و عده‎ای عازم هستند،‏‎ ‎‏استدعای انحلال دارند. از خداوند منان صحت و طول عمر آن امام بزرگوار را مسئلت دارم.‏»
امام نیز در پاسخ مرقوم می‎فرمایند:«بسمه تعالی‏. با خصوصیات علمی و عملی و اخلاقی خوبی که در جنابعالی است، امید است چون‏‎ ‎‏گذشته به تربیت افراد صالحی برای اسلام و جمهوری اسلامی اشتغال داشته و موفق‏‎ ‎‏باشید. با استعفای جنابعالی و درخواست انحلال سازمان موافقت می‎نمایم. از خداوند‏‎ ‎‏تعالی توفیق همگان را برای خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم. والسلام علیکم و‏‎ ‎‏رحمه الله.‏»
در این شرایط کسانی که مصداق انحراف به شمار می‎آمدند، دست به قلم می‎شوند تا شکایت محضر امام برند. بهزاد نبوی که در کابینه شهید رجایى و میرحسین موسوى، معاونت نخست‎‎وزیر در امور اجرایى و وزات صنایع سنگین را به عهده می‎گیرد، در نامه‎ای خطاب به امام می‎نویسد:«بعد از سلام و آرزوى طول عمر و سلامتى آن رهبر بزرگوار، عطف به استعفانامه اخیر حجت الاسلام و المسلمین جناب آقاى راستى کاشانى از نمایندگى جنابعالى در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى و پاسخ آن حضرت که در جراید منتشر گردید، به استحضار مى‏رساند؛ از آنجا که متن استعفانامه همراه با پاسخ حضرتعالى که در واقع موافقت با استعفا بوده، منتشر گردیده است، و نامبرده در متن مزبور علاوه بر طرح استعفا، مسائل دیگرى نیز مطرح کرده بودند، که مغرضین پاسخ آن حضرت را تأیید تمامى مطالب استعفانامه مزبور تلقى مى‏نمایند، از حضور مبارک استدعا دارد براى جلوگیرى از هر نوع القاى شبهه و سوء استفاده در صورتى که مصلحت بدانید به نحو مقتضى و یا حتى در ذیل همین عریضه اعلام نظر فرمایید. ملتمس دعا.»
در پاسخ به این نامه است که امام می‎نویسند:«جناب آقاى بهزاد نبوى. اینجانب فقط با استعفاى آقاى راستى و انحلال سازمان مذکور موافقت نمودم و با مطالب دیگرى که در استعفانامه بود، به هیچ وجه موافقت نکردم.» و به این ترتیب قائله‎ها کمی فرومی‎کاهد.
*موضع در مورد انجمن حجتیه
آیت‎الله در این سال‎ها نسبت به برخی برخوردها با انجمن حجتیه‎ای‎ها نیز نقد داشت. او در نشستی تصریح کرد:«اجمالا افرادی که منصوب به انجمن حجتیه هستند نوعاً افرادی هستند که با مسایل اسلامی آشنا هستند. اعتقادشان صرف نظر از مسایلی که در ارتباط با انقلاب اسلامی است،‌ محکم و خوب است،‌۱۲ امامی هستند، امام زمانی هستند، البته اهل تقلید هستند. این جهاتشان شبهه‌ای ندارد که جزو افرادی مذهبی و خوب جامعه ما هستند. البته همیشه در هر جمعی ممکن است چهار ـ پنج نفر یک مقدار در حقیقت افراط و تفریط‌هایی داشته باشند. این را در مورد افراد انجمنی می‌توان به شکلی تعبیر کرد منتها عمده مسأله‌ای که مربوط به آنها است و باید یک مقداری در اطرافش توجه کرد و اگر شبهه‌ای،‌ نقصی است معلوم بشود و یا رفع شود یا به هر نحوی که وظیفه است با آنها برخورد شود. سؤال عبارت از این است که تشکیلات و اساسنامه و مرامنامه و نظامنامه و برنامه انجمن (برنامه تشکیلاتی‌اش) چیست؟ این جوّی که به تازگی در مقابل انجمنی‌ها به وجود آمد، منشأ این شد که (البته پیش از این جو هم به یک مناسبتی خدمت امام بعضی از مسایل گفته شده بود) امام فرمودند: من نماینده‌ای در انجمن ندارم و اینها را تأیید نکرده‌ام. البته این تغییر هم از جانب امام نبود. که من اینها را طرد می‌کنم. مسأله دیگر هم اینکه در مورد وجوه شرعیه امام فرمودند: یادم نیست که به اینها اجازه داده باشم اما فعلا اجازه نمی‌دهم. البته در طول این مدت هم نامه‌هایی می‌آمد که با انجمن همکاری کنیم یا نه؟ امام جواب نمی‌داده‌اند و ساکت بوده‌اند. ظاهراً در این اواخر قطعاً به این مسأله رسیدیم که گروه‌های غیرمسلمان هم برای اینکه تعضیف کنند انقلاب را احیاناً یک تفرقه‌هایی به وجود بیاورند. جناب آقای خزعلی هم مقداری با اینها بود و گفته خدمت امام عرض کردم امام فرموده‌اند که بمانند و ببینند چطور است. به هر حال یک نحوه نظارت (حالا به چه شکلی کار نداریم) از جانب ایشان بوده و ایشان هم که با افراد انجمن ارتباط داشته معتقد است،‌ افراد مفیدی هستند، متدینند. ایشان یک وقتی آمدند در جلسه جامعه مدرسین و گفتند آنها مقلد هستند برای اسلام و انقلاب و برای جلوگیری از بعضی از انحرافات و لذا باید اینها را نگه داشت و حفظشان کرد.»
با این همه اما مواضع صریح امام در منشور روحانیت و مانند آن چیزی نیست که بتوان انکار کرد یا به سادگی از کنارش گذشت. البته انجمن لایه‎های مختلفی داشت که نمی‎توان در مورد تمامی این لایه‎ها و هر کس سابقه‎ای در انجمن داشته حکمی واحد صادر کرد. اما قضاوت حضرت امام در خصوص اصل انجمن روشن است.
*عضویت در مجلس خبرگان
آیت الله راستی کاشانی در دوره اول و دوم مجلس خبرگان رهبری، نماینده مردم تهران در این مجلس بود.
*حضور در شورای رسیدگی به مسائل مسجد جمکران
تنی چند از اعضای جامعه مدرسین و اعضای هیأت امنای مسجد جمکران با تشکیل شورایی در خصوص مسائل این مسجد، به تصمیمی ۶ بندی می‎رسند که این تصمیم مورد تأیید حضرت امام نیز قرار می‎گیرد. اعضای این شورا عبارت بوده‎اند از: حاج سیدعلى اکبر موسوی، حاج سید عبدالحسین میرحجازى، حاج قدرت اللَّه لطیفى، حاج مهدى جعفریان، حاج غلامرضا تجلى، محمد محمدى گیلانى، حسین راستى کاشانى، الاقل على مشکینى، محمد یزدى. این تصمیمات بیشتر ناظر به توسعه مسجد و وجوهات مربوط به آن بوده است.
*حمایت از رهبر انقلاب
آیت الله از کسانی است که بر مرجعیت آیت‎الله خامنه‎ای نیز تأکید دارد. او در پاسخ به سؤالی در این خصوص می‎نویسد:«بعد الحمد و الصلوه و عرض تسلیت به پیشگاه حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان (ارواحنا فداه) و مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)، در جواب سؤال مذکور عرض می‎شود: وجوب پیروی و اطاعت از ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه‎ای در احکام مربوط به جامعه اسلامی (فقه حکومتی) بر کسی پوشیده نیست و اما در احکام شخصی (اگرچه همان گونه که ایشان در پیام تسلیتشان فرمودند در حوزه علمیه قم مجتهدینی که جامع شرایط تقلید باشند وجود دارد ولی) در شرایط موجود که تشخیص اعلم ولو احتمالاً متعذّر یا متعسّر است تقلید معظم‎له که یگانه حافظ و نگهبان مصالح اسلام و مسلمین‎اند مجزی و مبرئ ذمه، بلکه با توجه به توطئه‎های دشمنان اسلام و خوف تفرقه در صفوف مومنین، اولی می‎باشد. مسلمین جهان باید وحدت را که عطیه‎ای الهی است حفظ نموده و همواره مضمون کلام خداوند متعال در دو آیه شریفه: ۱- واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا، ۲- و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم، را نصب العین قرار داده و با عمل به آن، عزت و عظمت و استقلال اسلام و مسلمین را در جمیع جهات تضمین نمایند . ولله الحمد. حسین راستی کاشانی. ۱۳/۹/۷۳ مطابق۲۷ جمادی الثانی ۱۴۱۵٫»
*نگاهی دوباره به مسئولیت‎ها
آیت‎الله، به این ترتیب، عضویت در دفتر استفتائات امام خمینی(ره)، عضویت در شورای عالی موقّت اعزام قضات، عضویت در شورای تشخیص صلاحیت فقهی و اجتهاد کاندیداهای شورای عالی قضایی، نمایندگی امام (ره) در شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم، ریاست شورای عالی حوزه علمیه قم، عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نمایندگی مجلس خبرگان رهبری در دوره‌های اوّل و دوم از استان تهران، نمایندگی امام (ره) برای نظارت بر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است.
**مواضع متأخر سیاسی
مواضع سیاسی او را می‎توان نزدیک به هاشمی دانست. شاید ملاقات دوباره‎اش با سازمان مجاهدینی‎ها نیز بی‎ارتباط با گردش هاشمی در این سال‎ها نباشد.
*موضع نسبت به عسگراولادی
پیام تسلیتی که او بعد از درگذشت مرحوم حبیب الله عسگراولادی صادر می‎کند، به نوعی بیانگر برخی انگاره‎های سیاسیِ خود او نیز هست. آیت‎الله ابتدا تصریح می‎کند:«آن مرحوم از پیشتازان و فداکاران نهضت اسلامی، یار وفادار حضرت امام(ره)، معتمد مقام معظم رهبری و مجاهدی نستوه بود که عمر شریف خود را در مبارزه و مجاهدت، کمک و همدردی با محرومان سپری کرد و بدون شک نام وی با انقلاب اسلامی، خدمت به مستضعفان و حرکت در خط اسلام و مذهب حق و مرجعیت تشیع، ثبت و ضبط است.»
او سپس رعایت تقوا، اعتدال و دوری از افراط، نصح و خیرخواهی، همراهی و همدلی با نیروهای اصیل و با سابقه انقلاب، جلوگیری از تندروی و تفرقه، پرهیز از قضاوت عجولانه و ناروا، ترجیح اخلاق و آداب اسلامی بر سیاست و افراط‎گرایی و بی انصافی، ادب و نجابت، رفتار سیاسی و انقلابی در پرتو اخلاق دینی، متانت، صبر، استقامت و پرهیز از سیاست‎زدگی را از ویژگی‎های بارز مرحوم عسگر اولادی برمی‎شمرد.
*حمایت از هاشمی
راستی کاشانی در جریان انتخابات سال ۹۲ دست به قلم شد تا خطاب به هاشمی رفسنجانی نامه بنویسد. او تصریح کرد:«بسمه تعالی. آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی دامت تاییداته
جنابعالی با حرکت فداکارانه و از خود گذشتگی؛ برای رضای حق تعالی؛ با هدف پاسداری از مذهب حقه و گسترش مکتب اهل بیت عصمت و طهارت؛ پیگیری اهداف عالی بنیانگذار جمهوری اسلامی؛ عقلانیت و اعتدال و جلو گیری از افراط و انحراف؛ در عرصه انتخابات حاضر شدید. اگرچه غافلان و بدخواهان حضور شما را تحمل نکردند؛ لیکن با این اقدام و پاسخ مثبت به تقاضای عمومی؛ در پیشگاه تاریخ و روح بلند امام راحل سربلند و سرفراز خواهید بود. خدای را شاکرم؛ شما که از ارکان نظام و از اصحاب برجسته حضرت امام قدس سره و فرزند معنوی ایشان و حامی ولایت فقیه و امین رهبری هستید؛ این چنین مورد اقبال عمومی قرار گرفته؛ مایه ایجاد شور و نشاط و امید در ملت مسلمان ایران شدید. برخود لازم دانستم علاوه برارج نهادن به این خیرخواهی شما؛ صبر و پایداری و مظلومیت شما را در برابر آماج کینه‎ها و ناسزاها و تهمت‌های ناروا یادآور شده، استقامت شما را برای حفظ نظام و آرمان‎های امام، ستودنی و بیادماندنی بدانم. از باری تعالی سلامت و سعادت، توفیقات وتاییدات شما را در ظل توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عج) مسئلت دارم.»
در جریان بستری شدن او نیز، قدرت الله علیخانی به نمایندگی از هاشمی به عیادتش رفت.
*مخالفت با حذف نام هاشمی از لیست جامعه مدرسین در انتخابات خبرگان
خرداد ۹۰ بیت آیت الله در رابطه با اطلاعیه جامعه مدرسین و اعلام حمایت این جامعه از کاندیدای خاص، اعلام کرد:«فقیه اهل بیت عصمت و طهارت حضرت آیت الله راستی کاشانی دامت برکاته سالیان متمادی است که در جلسات جامعه مدرسین شرکت نمی‎کنند و در تصمیمات این جامعه مشارکت ندارند و خبر بعضی از شبکه‎های خبری در این رابطه تکذیب می‎شود.
در همین رابطه حضرت آیت الله راستی کاشانی فرموده‎اند که ما در سال ۱۳۸۸ هم به آقایان اعضاء جامعه مدرسین پیام دادیم و نصیحت کردیم و لکن آنان توجه نکردند؛ در سال ۱۳۹۴ هم در مورد انتخابات مجلس خبرگان و کاندیداهای آن، متأسفانه نام شخصیت برجسته و بی بدیل انقلاب اسلامی مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی را در لیست خود قرار ندادند و البته مردم استان تهران پاسخ شایسته خویش را دادند و این شخصیت بزرگ و مظلوم انقلاب و استوانه ی نظام اسلامی را انتخاب کردند.
حضرت آیت الله راستی کاشانی ضمن تاکید بر استقلال حوزه و نقش پدری و خیرخواهی روحانیت و دوری از سیاست‎بازی و سیاست‎زدگی و سیاست‎گرایی، استفاده جناحی و خطی از فضلا و روحانیت را کاری مضر دانسته و بر نقش ارشادی و هدایتِ خیر اندیشانه و فراگیر و گسترده‎ی روحانیت و حوزه‎های علمیه تاکید کردند.
آیت الله راستی کاشانی در رابطه با حوادث سیاسی سال‌های اخیر و مناسبات خود با جامعه مدرسین گفت: من در انتخابات ریاست جمهوری نظرم این بود که جامعه مدرسین نباید از فرد خاصی حمایت کند، بلکه تنها مردم را تشویق به شرکت در انتخابات کند. اگرچه افراد عضو جامعه به عنوان خودشان می‌توانند از فرد خاصی حمایت کنند، ولی نباید جامعه مدرسین خودش را برای افراد هزینه کند. اما آقایان این حرف ما را نپذیرفتند و با ما زاویه پیدا کردند و دیگر سراغی از ما نگرفتند.»
*ملاقات با سازمانی‎ها
مواضع آیت‎الله اما آنگاه بیش از همه تعجب‎برانگیز شد که خبری در مورد دیدار برخی اعضای سازمان مجاهدین با او منتشر شد. فیض الله عرب سرخی با انتشار عکسی در ایسنتاگرام خود نوشت:«پس از سال‎ها، دیدار با آیت الله راستی. دیداری فراموش‎نشدنی با فضایی بسیار صمیمی (برای اطلاع دوستان جوان: ایشان نماینده‎ی مرحوم امام ره در دور اول فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند که نهایتاً سال ۶۴ اعلام انحلال کرد)» در این جلسه بهزاد نبوی هم حضور داشت.
*حمایت از روحانی و انتقاد از احمدی‎نژاد
نهاوندیان در سال ۹۲ به عیادت آیت‎الله رفت. در این دیدار آیت الله راستی کاشانی، با تشکر از ابراز لطف رییس‎جمهوری گفت:«خدا را شاکرم که اوضاع کشور و نظام به سوی تدبیر و مدیریت همراه با تفکر، خرد و منطق پیش می‎رود.» او با اظهار تاسف از فرصت‎های از دست رفته در هشت سال گذشته، سوء استفاده از نام دین و مذهب و به خصوص نام حضرت بقیه الله الاعظم، امام زمان(عج) و بداخلاقی‎ها و سوءرفتارهایی که واقع شد، از رویکرد مدیریت جدید کشور و همکاران پرتلاش دکتر روحانی در هیأت‎وزیران ابراز خرسندی کرد و افزود:«حقیر همواره برای آقای رییس‎جمهور دعا می‎کنم و معتقدم که توفیق ایشان مایه عزت و سربلندی مذهب حق و آسودگی و امنیت ایران عزیز خواهد بود.»
راستی کاشانی ادامه داد:«قطعاً تلاش‎های خالصانه دولت که امید را در دل مردم زنده می‎کند، در پیشگاه الهی و نزد حضرت ولی عصر(عج) پوشیده نخواهد بود و مایه شادی روح امام راحل عزیز و آرامش خاطر مردم ایران خواهد بود.»
آیت الله راستی کاشانی برنامه‎های دکتر روحانی را تداوم حقیقی مسیر انقلاب اسلامی و خط بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران توصیف و تصریح کرد:«معتقدم حرکت و تلاش ایشان با همکاری و مساعدت مسئولان و ملت مسلمان و با هدایت‎های مقام معظم رهبری، برای کشورهای اسلامی و منطقه تبدیل به الگو و سرمشق خواهد شد.»
او با تجلیل از ظریف در ادامه توصیه کرد که آقای دکتر روحانی نسبت به برنامه‎هایی که اعلام کرده و نیات خیرخواهانه و صحیحی که دارد، استقامت و پایداری داشته باشد و نادانی نادانان، افراد کج فهم، کج سلیقه و بدخواهان نباید در عزم و تصمیم راسخ ایشان خللی وارد کند!
وی اضافه کرد:«آقای رییس‎جمهور آنچه را که تشخیص می‎دهند و لازم است، بر اساس قانون، بدون مسامحه پیگیری کرده و کوتاهی نکنند و البته می‎دانم که ایشان همین‎گونه هستند.»
*برخی از مواضع سیاسی
آیت‎الله مخالف ماجرای ۲۲ بهمن بود و در تماسی تلفنی با علی لاریجانی مخالفت خود را اظهار کرد. او گفت:«با جنابعالی از قبل آشنایی داشته‎ام و مدیریت و توان بالای شما قطعاً در توفیقات دولت و نظام، موثر و کارساز خواهد بود. مردم قم به وجود نماینده شایسته‎ای مثل شما که به خوبی ریاست مجلس را عهده‎دار هستید و منشاء خدمات اساسی به نظام، کشور و شهر قم هستید افتخار می‎کنند؛ شما مورد تایید و عنایت مراجع و علما و اعلام حوزه علمیه هستید.»
او افزود:«بسیار علاقه‎مند بودم حضوری بیایم و شما را ببینم که به سبب کسالت میسر نشد.»
آیت الله راستی کاشانی خطاب به سید محمد خاتمی که برای عیادتش آمده بود نیز گفت:«به شما علاقه داشته و دارم. جنابعالی از خیرخواهان نظام و رهبری و از یاران امام و انقلاب هستید. شما همانطور که امام راحل فرمودند، فرزند فاضل و با تقوا و متعهد ایشان هستید.» او با گرامیداشت یاد و خاطره آیت الله حاج سید روح الله خاتمی، خطاب به رئیس‎جمهور اسبق کشورمان گفت:«دعاگوی شما هستیم و امیدواریم که نظام و کشور از وجود مبارک شما استفاده کند، جنابعالی دارای اعتبار بین المللی و جهانی هستید.»
راستی کاشانی همچنین به مناسبت درگذشت مادر خاتمی نیز پیام تسلیتی خطاب به او صادر کرد.
حمایت از سیدحسن را نیز باید به این مواضع افزود. او گفت:«صلاحیت علمی و تقوایی و سیاسی حاج سید حسن آقا محرز و واضح است و نیازی با تائید حقیر یا دیگران ندارد. اگر شرایط یادگار امام مورد سوال یا تردید واقع شود، پس چه کسی دارای شرایط است؟!»
او درگذشت سید صادق طباطبایی را نیز طی بیانیه‎ای خطاب به سید حسن، تسلیت گفت.
**عیادت آقا
در سال ۷۹ که بستری شده بود، رهبرانقلاب به عیادتش رفتند و ضمن‌ ابراز خرسندی‌ از بهبودی‌ وضعیت‌ عمومی‌ او،‌ صحت‌ و سلامت‌ هر چه‌ سریعترش‌ را از درگاه‌ خدای‌ متعال‌ خواستار شدند.
در سال ۹۲ نیز حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی به نمایندگی از ایشان با حضور در یکی از بیمارستان‌های تهران، از آیت‌الله شیخ حسین راستی کاشانی کرد. آیت‎الله در این دو نوبت به واسطه‎ی نارسایی قلبی بستری شده بود.
**سخن آخر
شاید بتوان منش سیاسی او را ژست صلحِ کل بودن قلمداد کرد که البته بیشتر در یک سوی میدان سیاسیِ کشور این صلح جریان داشته و در سوی دیگر گاه روندی متفاوت را موجب شده. نادانان، افراد کج فهم، کج سلیقه و بدخواهان از جمله صفاتی است که او بریا منتقدان روحانی استفاده می‎کند. با تمام این فراز و نشیب‎ها آیت‎الله امروز و در سن ۹۰ سالگی چشم از جهان فروبست. یک انقلابی که می‎کوشید کمی ژست معتدل بگیرد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.