جوک و طنزهای فضای مجازی/ ۷

داشتم تو تاریکی سیگار می کشیدم، دیدم یه جن داره نگام می کنه! گفتم: ” بسم الله الرحمن الرحیم ” نرفت❗️
گفتم شاید باید با صوت بخونم، زدم رو عبدالباسط: ” بیسمی الله و الرحماااااانو الرحییییییییییم ”  یهو جن گفت: سوره بقره هم بخونی نمیرم پدرسوخته من باباتم.     

کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما ۲۰۰ دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.»
رئیس پاسخ می دهد: «خودم می‌دانم، اما ماه گذشته که ۲۰۰ دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی.»
کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم.»

*******************************************

خانومه تو اتوبان رانندگی میکرد که یه ماشین با سرعت ازش سبقت میگره و اینه بغلشو میبره ، از قضا راننده اون ماشین هم یه خانوم بود

میزنه کنا زنگ میزنه پلیس بزرگ راه شکایت میکنه

مامور میاد میگه ماشین چی بود ؟
پلاکش چند بود؟ رنگش چی بود ؟
میگه والله نمیدونم ولی یه خانم بود سی ساله، موهاش مش بود ، رنگ چشش عسلی ،
سینه ریز طلا، بینی عمل کرده ، ونامزد نداشت چون حلقه دستش نبود.

********************************************************

‏یارو ازم پرسید شغلت چیه؟؟
گفتم کارآفرینم.
گفت یعنی چی؟؟

گفتم بقیه کار میکنن من میگم آفرین

***************************************************

‏زنه به شوهرش میگه واسه شام
چی خریدی ؟؟
شوهرش میگه کوفت ، زهر مار ، درد بی درمون !!

زنه میگه؛ خوب کاری کردی
ننت واسه شام داره میاد اینجا

**************************************************

زن جوانی که شوهر میلیاردری داشت ، دچار سرطان کلیوی شد،
بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد،
هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش و دوستان جوانش  برای عیادتش می آمدند در جواب همه آنها که بیماری اش را می پرسیدند می گفت  ایدز  دارد.
این امر توجه دخترش را به خود جلب کرد تا اینکه بعد از رفتن مهمانها از مادرش پرسید:
مادر جان چرا به آنها می گویی ایدز داری در حالی که بیماری ات چیز دیگریست ؟
مادر گفت دیر یا زود مرگم فرا می رسد،
این را گفتم تا هیچ کدام از این زنها بعد از مرگم، بفکر ازدواج با پدرتان نیوفتن …

**************************************************

خبر خوش!

من هم زن گرفتم!!

گفتم اگه شما هم زن میخاین بگین واسه شما هم زن بگیرم … . . . . .

هم زن های برقی پارس خزر !!!
الآن برگشتی دوباره از اول داری می خونی؟

**************************************************

شراب و انگور

مسلمانی رفت خانه مسیحی،برایش انگور آورد و خورد، برایش شراب آوردن گفت حرام، مسیحی گفت:عجبا،شما مسلمانان انگور میخورین اما می گویید شراب حرام.درحالی این از آن بدست آمده.

مسلمان گفت: ‏‎ببین این زن شماست و این هم دختر شماست درسته؟گفت بله!گفت:ببین خدا این را به شما حلال کرده و آن را حرام،در حالی که آن از این به دست امده است…

**************************************************

رو ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﺑﺴﯿﺞ ﺍﻭﻣﺪﻩ !!!
ﻫﺮﭼﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ ﺧﻠﻮﺕ ﭘﺮﯾﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻮﺵ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﻭﻧﺎﻫﺎﺵ، ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺑﺴﯿﺞ ﺍﻭﻣﺪﻩ !!!

کمرم هنوز رگ به رگه

*************************************************

ﭘﺴﺮ: بابا ﻭﺍﺳﻢ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﻴﺨﺮﻱ؟
بابا:ﺍﮔﻪ ﺷﻴﻄﻮﻧﻲ ﻧﮑﻨﻲ،
ﺑﻪ ﺣﺮفم ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻲ،
زیاد ﺑﺎ ﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﺑﺎﺯﻱ ﻧﮑﻨﻲ،
ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺑﺰﻧﻲ،
ﻣﻌﺪﻟﺖ هم بیست ﺷﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺧﺮﻡ!

پسر: ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ﺗﺤﺮیم های آمریکا علیه ایران رو هم ﻭﺭﺩﺍﺭﻡ؟!

*************************************************

زنه شوهرش می میره پشت جنازش راه می رفت وگریه می کرد و می گفت: عزیزم..چرا منو تو این دنیا تنها گذاشتی ورفتی.. من بدون تو می میرم.
یه آقایی خیلی دلش می سوزه براش، به دوستش میگه: آخی..بخدا اگه آدرسشو داشتم باهاش ازدواج می کردم شاید این طوری بشه از غصه هاش کم کرد.
زنه می شنوه و گریه کنان ادامه میده: عزیزم چرا منو تو خیابون ولیعصر نبش کوچه ۷ پلاک ۱۶ تنها گذاشتی و رفتی.

*************************************************

*************************************************

پسره از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد:  من کاظم پول لازم

پدرش هم در جوابش تلگراف زد :  من تراب وضع خراب…

***********************************************

ﺁﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﺼﺎﺩﻑ کنیم ﻭ ﺟﺰﻭﻩ ﻫﺎﺕ ﺑﺮﯾﺰﻩ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﻦ ﺟﻤﻌﺸﻮﻥ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﺸﻢ . . .

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺵ
ﻣﻦ ﮐﻨﮑﻮﺭ رد شدم ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﯿﺎﻡ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ
الان دارم بنایی پیش اوس ممد کار می کنم.

***********************************************

قر و غر                                                                                                                                                                                  زنها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد.

قِری و غُری

زنهای غُری
(به طور مثال) در جارو کردن خانه ، دائم غر میزنند که چرا من جارو کنم..؟ چرا دیگران شلخته اند..؟ این همه درس خوندم که کلفتی کنم و ..
اما زنهای قِری
حین جارو کردن یه نوار شاد میذارند و قر میدند و جارو می کنند.

غُری ها حرص و جوش می خورند و لحظات بدی رو می گذرونند ؛

قِری ها لذت میبرند و شاد زندگی میکنند.

غر نزن، قر بده.!

**********************************************

یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار آشنا شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتت رو بده من بخونم!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتن یه دفتر خاطرات تقلبی براش، من وظیفه قدیمی جلوه دادنش رو داشتم…، ۱۰ جور خودکار واسش عوض کردم، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگه هاش…، چایی ریختم روش… مژی هم تا می تونست خودش رو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انسانیت برام مهمه و… بعد از یک هفته کار مداوم، دفتر خاطرات رو بُرد تقدیم ایشون کرد. آقا پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟
این که سالنامه ۱۳۹۵ هست! تو ۵ ساله داری توی این خاطره می نویسی؟ و این گونه بود که مژی هنوز مجرد است!

**********************************************

ماهیگیری پس از صید ماهی به خانه بازگشت تا آنرا بپزد……!!
اما دید نه روغن دارد….
نه آرد…….
نه گاز ‌…..
نه نمک…و نه ادویه……!!
برگشت ماهی را به آب انداخت……!!
ماهی سرش را از آب بیرون آورد و فریاد زد:
روحانی مچکریم

*********************************************

دختره داشته نماز میخونده خواهرکوچولوش اومده میگه: بسه دیگه خدا رو خسته کردی

مگه فقط تویی که شوهر میخوای

********************************************

ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ،
ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ،
ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ!!

*******************************************

سر کلاس تنظیم خانواده استاد گفت کسی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.

همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد که طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم

******************************************

تاریخ معاصر ما کسل کننده ترین بخش تاریخ ایران برای دانش آموزان آینده س

همش باید عدد اختلاس حفظ کنن

*******************************************

یک گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم !!
خواستم براتون بخرمش ..
به فروشنده گفتم : اون گل چند ؟؟

گفت : اون گل نیست ، آینه ست

قدرمو میدونید یا بازم بگم ؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.