حکایت/ آیا ماهم خودمون رو بخواب نزده ایم…؟

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند ،کفشهایش را زیر سرش گذاشت و خوابید،طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند و یکی از اون دو نفر گفت طلاها رو بزاریم پشت جعبه مهرها و اون یکی گفت نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر می داره ….

۹۶۰۹۰۵  __  ۹۷۰۸۱۰

ادامه خواندن حکایت/ آیا ماهم خودمون رو بخواب نزده ایم…؟

تلاش کردن مهم نیست اما باید دانست در کجای زندگی تلاش کرد

موتور کشتی بزرگی خراب شد،مهندسان زیادی تلاش کردند تا مشکل را حل کنند، اما هیچکدام موفق نشدند!  سرانجام صاحبان کشتی تصمیم گرفتند مردی را که سالها تعمیر کار کشتی بود بیاورند.

۹۶۰۹۰۱  __  ۹۷۰۸۱۰

ادامه خواندن تلاش کردن مهم نیست اما باید دانست در کجای زندگی تلاش کرد