حکایت دزدی که از خزانه (بانک) دزدیدی کرد و دزدی که به کاهدان زد

دزدی میلیون ها از خزانه (بانڪ )دزدید ، دزد دیگری هم به ڪاه دان زد و مقداری ڪاه دزدید .. هر دو را گرفتند و نزد قاضی بردند .

قاضی دزد خزانه را آزاد ڪرد و دزد ڪاه را به دوسال حبس با اعمال شاقه محڪوم ڪرد . ڪاه دزد به وڪیلش گفت : چرا اونی ڪه پول دزدیده بود را آزاد ڪرد و من ڪه فقط مقداری ڪاه دزدیدم به دو سال حبس با اعمال شاقه محڪوم شدم ؟! وڪیل گفت : آخه قاضی ؛ ڪاه نمی خورد!

#عبید_زاڪانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.