سلامی دیگر/کلاسی برای عرفان

وستی چند روزی‌یست کلاس عرفان می رود و هنوز الف‌بای استاد در پای تخته سیاه پاک نشده،

ژست معلم کلاس به خود گرفته، با کلاه و ‌ریش پرفسوری‌ در تخیلاتش شده است عارف!! با سئوالات عرفانی!

می‌پرسد عارف چه اوصافی دارد،؟
یادم افتاد که دقیقا همین سئوال و من ۳۶ سال پیش در اردوگاهی در بیابانهای اهواز از رفیقم پرسیدم!،

او هم لبخندی زد و اشاره‌اش به شخصی که در همان لحظه در مقابل سنگر ما میگذشت کرد و گفت او نمونه یک عارف است،

دلم میخواست تا شخص مورد اشاره‌ی رفیقم را بیشتر بشناسم،

صدای گریه‌هایش در نمازشب شنیدم، مانند فرزندی‌که از مادرش جدا افتاده می‌گریست،

خوراک و نگاه و رفاقتش را دیدم
تسبیح و ذکرش را در پیاده‌روی‌های آموزشی دیدم، جسمی در بین ما داشت و روحی ماورایی،

شعری که در دفتر مشقش نوشته بود دیدم،

رزم و جنگیدنش را در جای‌جای حضورش در عملیات‌ها، کارخانه نمک و میمک را دیدم، شجاعانه و مدبرانه،
و
آخرین شب زندگی‌اش را هم که کنارش بودم، دیدم،
دامادی بودمنتظر که حالا شب زفاف‌ش رسیده بود،

روز بعد پیکر لاغر و خسته و خون‌آلودش در جاده‌ی در عمق مجنون دیدم، که معنی آخر عرفانم را ارمغان داد،

وقتی گذرم به مزارش خورد شعر معروفش بر سنگ نوشته‌ی که به یادگار گذاشته‌بود دیدم:
«عهد کردم گر از این ورطه غم جان ببرم،
یکسره سر به در درگه جانان ببرم،
پای کوبان و غزل‌خوان بدو صد وجد و طرب،
سر خود را به در دوست به قربان ببرم»

رفتم تا از دوستم بابت معرفیش تشکر کنم، گفتند شب عملیات کربلای ۴به دریا زد و برنگشت،

فرق عرفان نظری عرفان عملی را اینگونه دیدم ،

حالا منهم عرفان نسل‌انروز را گره می‌زنم به جامانده‌‌های آن نسل ،

که چگونه یکی‌یکی اینان هم پر پروازشان کامل می‌شود و به بلوغ میرسد و اوج میگیرد و می‌روند تا آسمانها، حاج احمد، حاج قاسم ،ابو مهدی،

افسوس و صد افسوس، که من هنوز دنبال معانی‌ام

(تا ققنوس دیگر کی باشد)
قاسمعلی زارعی تهران ۲۵ آبان ۹۹

Telegram (https://t.me/joinchat/AAAAAD8pozlRnXb_ccj4ZA)
دست خدا
قاسمعلی زارعی وکیل دادگستری ؛
تلفن ۰۹۱۲۳۷۲۱۸۶۶
شما هم به کانال ما دعوتید،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.