سلفی حقارت آمیز نمایندگان مجلس با خانم موگرینی

ماجرا از انتشار چند عکس پس از پایان مراسم تحلیف رییس جمهور دوازدهم آغاز شد؛ جایی که مردم ایران ناباورانه نمایندگان خود را در برابر فدریکا موگرینی دیدند که سر از پا نشناخته و در نوبت برای گرفتن عکس و سلفی با یک مسؤول اروپایی، از یکدیگر سبقت می‌گیرند. خیلی زود مخاطبان این تصاویر احساس کردند عزت و غرور یک ملت با این رفتار نمایندگان تحقیر شد و آن را #سلفی_حقارت نامیدند.

 

مسعود شجاعی سال۸۸ مچ بند سبز بست و امسال با اسرائیل بازی کرد

روزی که مسعود شجاعی (سال۸۸) برای کسانیکه شعار “نه غزه نه لبنان” می‌دادن، مچ بند سبز بست، می‌شد پیشبینی کرد که روزی هم در بازی با تیم صهیونیستی شرکت کنه!

ادامه خواندن مسعود شجاعی سال۸۸ مچ بند سبز بست و امسال با اسرائیل بازی کرد

شجاعی و حاج‌صفی دو بازیکن ایرانی پانیونیوس مقابل اسرائیل به میدان رفتند.

مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی، دو بازیکن ایرانی پانیونیوس شب‌گذشته در بازی برگشت مقدماتی لیگ اروپا مقابل مکابی، نماینده رژیم اشغالگر قدس به میدان رفتند.
?بهانه این دو بازیکن برای بازی‌نکردن مقابل نماینده رژیم اشغالگر قدس این بود که در این‌صورت احتمال محرومیت‌شان وجود داشت. اما بازیکنان زیادی با چشم بستن به این بهانه‌ها از مردم مظلوم فلسطین حمایت کردند.

 

ادامه خواندن شجاعی و حاج‌صفی دو بازیکن ایرانی پانیونیوس مقابل اسرائیل به میدان رفتند.

فقط دزدا واست یه زندگی خوب و پر بار و موفق و با برکت آرزو میکنن

دکترا امیدوارن مریض بشی وصاحبخونه ها امیدوارن هیچوقت خونه نخری.
دندانپزشکا امیدوارن دندونات فاسد بشن و مکانیکا امیدوارن ماشینت خراب بشه.
موسسات کفن و دفن امیدوارن بمیری.
فقط دزدا واست یه زندگی خوب و پر بار و موفق و با برکت آرزو میکنن.
و همینطور یه خواب خوب و خوش و آروم و راحت و عمیق …
ببین چقد بزرگوارن!!!

داستان کوتاه / لبخند اگزوپری

بسیاری از مردم کتاب ”شاهزاده کوچولو” اثر اگزوپری را می شناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان هواپیمای جنگی بود و با نازی ها جنگید و در نهایت در یک سانحه هوایی کشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید. او تجربه های حیرت آو خود را در مجموعه ا ی به نام “لبخند” گرد آوری کرده است. در یکی از خاطراتش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند.

 

ادامه خواندن داستان کوتاه / لبخند اگزوپری

سنگ یا برگ

مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می‌گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: «عجیب آشفته‌ام و همه چیز زندگی‌ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی‌دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟”»
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت: «به این برگ نگاه کن. وقتی داخل آب می‌افتد خود را به جریان آن می‌سپارد و با آن می‌رود.»

 

ادامه خواندن سنگ یا برگ

چرا باید به دیگران کمک کنیم

چند سالی بود که جایزه مرغوب ترین ذرت شهر به کشاورزی پیر به نام «دیوید» می رسید. همه می خواستند راز پرورش این محصول با کیفیت را بدانند .پس از اعلام اسامی برندگان خبرنگار سراغ دیوید رفت و پس از صحبت با او  موضوعی متوجه  شد که حسابی شگفت زده اش کرد: «دیوید از بذرهای مرغوب ذرت به همسایه هایش هم داده بود .»خبرنگار پرسید دیوید چطور می تواند دانه های مرغوب را با کسانی شریک شود که خودشان هم قرار است در مسابقه شرکت کنند.و..

ادامه خواندن چرا باید به دیگران کمک کنیم