گفت‌وگوی سایت ایونا با حاج سید مصطفی روشن به مناسبت سالگرد عروج شهید چمران

به مناسبت سالگرد عروج خونین سردار عشق و عرفان دکتر مصطفی چمران سایت ایونا گفتگویی با حاج سید مصطفی روشن، از رزمندگان و فرماندهان میدانی دوران دفاع مقدس و همرزم شهید چمران انجام داده است که ضمن تشکر از مسؤلین این سایت در ادامه این گفتگو تقدیم می گردد.

ایونا: در چه سالی با شهید چمران همرزم بودید؟

سید روشن: در سال ۱۳۵۹ ابتدای جنگ با افتخار حضور در رکاب شهید چمران را پیدا کردم، اوایل جنگ بود که سپاه شکل نگرفته بود و ارتش در حال مبارزه بود و از طرفی چون ارتش دچار نابسامانی انقلاب بود و تعدادی از فرماندهان به دلایلی کشته یا اخراج شده بودند بسیار کار سختی بود.

ایونا: از شهید چمران برایمان بگوید؟

سید روشن: ایامی که در خدمت شهید والا مقام دکتر چمران بودم چیزی که از ایشان آموختم بزرگواری، منش و انسانیتی بود که خداوند در ذات حضورش قرار داده بود، همیشه بیانش این بود که باید کاری کرد که خدای ناکرده مورد لعن ونفرین قرار نگیریم.

ایونا: یک جمله ناب از ایشان…

سید روشن: از ایشان سوال شد علم را بالاتر می دانید یا تقوا را؛ ایشان فرمودند: «تقوا برای هر فردی لازمه کار است و تقوا را بالاتر از هر چیزی می دانم، اما اگر کسی کاری را پذیرفت و تخصص آن را نداشت اصل بی تقوایی است». این را از زبان ایشان شنیدم و موردی که همیشه به یاد دارم این است؛ اگر انسان قناعت کند در رزق حلال خداوند به ایشان وسعت رزق می دهد و تشریح می کردند که انسان اگر بتواند به مقام و منصبی برسد و بتواند از نفس لوامح خود پرهیز کند و به اندک رزق خود قناعت کند دنیا برایش شیرین می شود و این رزق تمام معیشت و زندگیش را پر از نعمت می کند.

ایونا: ایشان در تمام جنگ ها با خانم لبنانی خود در سنگرها حضور داشتند آیا خانم ایشان اذیت نمی شدند؟

سید روشن: شهید چمران با خانم خود در یک اتاق بودند و در قسمت جنگ های چریکی یا نامنظم در دفتر اصلی خود در اهواز مستقر بودند؛ یک اتاق محقر بدون هیچ گونه تزیینات و وسیله ای داشتند. وسایل اتاق شامل: دو تا تخت سربازی بود که یک طرف خانمش بود و طرف دیگر خودش و چند پتوی سربازی و خیلی ساده و بی پیرایه زندگی می کردند، خداوند دوستش داشت که شهید شد. شهادت بالاترین افتخاری است که خداوند می تواند به هر انسانی بدهد و شهید چمران از این نعمت بهر ه مند شد.

ایونا: نسل جدید این را نمی پذیرد کسی که نخبه و نابغه سازمان فضایی ناسا باشد و از این همه خوان گسترده در آمریکا رها شود به سمت کوه های پاوه بشتابد، نظرتان چیست؛

سید روشن: ایشان نه تنها نخبه عملی و دکترای فیزیک بودند بلکه نخبه ادب، انسانیت و شخصیت بودند؛ هیچ گاه ایشان را عصبی ندیدم حتی مواردی که با فرماندهان به هر دلیلی برای موضوعات مختلف جر و بحث داشتند خصوصا همان موقع که حضرت آقا در شورای عالی دفاع در جلسات حضور داشتند و این جلسات در طول هفته حداقل یک بار در پایگاه هوایی دزفول که در آن زمان شهید شاهرخی بود با توجه به منشی که داشتند عصبی نمی شدند و این باور بسیار سخت است که بدانیم شخصی با داشتن این همه امکانات در آمریکا بخواهد آنجا را رها کند و پشت پا بزند به همه آن نعمات و به سمت ایران بیاد و در کوه های پاوه به نبرد حق علیه باطل برود اما شهید چمران این کار را کرد. به لبنان آمدند و سازمان امل (اتحادیه مبارزان لبنان) را تاسیس کردند، یادم هست خیلی از بچه های لبنان به خاطر اخلاق خوب شهید چمران به ایران آمدند فقط به خاطر اینکه می دیدند شهید چمران در اوج بزرگواری، منش و انسانیت دنیا را سه طلاقه کرده و دست از همه چیز شسته بود و در خدمت محرومان بود و باز یادم هست که از ایشان سوال شد که؛ شما نماینده تهران بودید در مجلس چه شد که کرسی مجلس را رها کردید؟ بیان داشتند: زمانی که خواستم کاندیدای مجلس شورای اسلامی شوم خدمت امام خمینی (ره) رفتم و از ایشان سوال کردم؛ امام (ره) فرمودند: «شما می خواهید بروید مجلس که شما به درد مجلس بخورید یا مجلس به درد شما بخورد»؟ یعنی شما به مجلس بروید جایگاه خود را ترقی دهید یا مجلس را مترقی کنید؛ اگر می خواهید بروید مجلس را تغییر دهید بروید؛ اگر می خواهید خود را بالا ببرید نروید! هر چقدر از این شهید بگویم کم گفتم و زبان قاصر است.

ایونا: یک خاطره از ایشان برایمان بازگو فرمایید؛

سید روشن: تعدای خواهر در دانشگاه جندی شاپور اهواز مستقر شدند و آنها آشپزی می کردند و با جیپ غذاها را برای مناطق عملیاتی هویزه، سوسنگرد، دهلاویه و … توزیع می کردند. دیگ غذا را وسط سنگر می گذاشتند و هر کسی به تعداد نفرات سنگر خود غذا را می برد؛ یادم هست یک روز با شهید چمران خواستیم غذا بخوریم بنده براشون می خواستم غذا بردارم یک گوشت لپ بالا آمد، دوباره ملاقه را به دیگ زدم که مابقی غذا را بکشم ایشان روی دستم زدند و گفتند: سید این قسمت کسی دیگر است چرا می خواهی برداری! خجالت کشیدم و گفتم چشم. برام توضیح داد که اگر غذا را وسط گذاشتند نفرات اول باید سرگل غذا را برندارند که برای نفرات آخر یک مشت استخوان بماند؛ اگر ما توانستیم اولین نفری باشیم که غذا را برداریم و برای نفرات آخر غذای مرغوب تری بگذاریم آن وقت است که بر نفس لوامه خود پیروز شده ایم و نفرات آخر برای بردن غذا عجله ندارند چون می دانند آخرین ها غذای مرغوب تری نصیبشان می شود، نه تنها برای غذا بلکه برای کلیه موارد در زندگی باید به همین صورت باشیم. ایشان جملات ناب بسیار داشتند.

 

ضمن آرزوی سلامت برای رزمنده فداکار برادر عزیز حاج مصطفی روشن همرزم شهید چمران ، تصاویری از ایشان در جبهه و مکانهای دیگر در ادامه تقدیم می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

برگ ماموریت جنگی با امضای شهید والامقام دکتر مصطفی چمران فرمانده معزز جنگهای نامنظم