جوک و طنزهای فضای مجازی/ ۸

داعش ترکی رو می گیره میگه اسمت چیه ؟ میگه یاسین میگه باید سوره ی یاسین رو بخونی بدونیم مسلمان واقعی هستی وگرنه می کشیمت… ترکه میگه گوه خردم اسمم قل هو الله احده

یارو  با نارنجک بازی می کرده،
بهش میگن، نکن می ترکه.. .

میگه:بترکه،
بازم دارم‎

************************************************************

لره داشت پولکى می خورد و می خندید…!
بهش میگن :چرا می خندى؟!
میگه والا ما هر حرفى بزنیم شما می گین لریم،
ولى به خدا این چیپسا شیرینه…!!!

*********************************************************

یارو رفته بود مجلس ختم
بشقابش پر گوشت بود!
به بغل دستیش میگه:
عباسقلی؛ ختم به این می گنا ،
ریدم تو ختم بابات !!

*******************************************************
دزده میره بانک بزنه…,
وارد بانک که میشه داد میزنه !!!!!
همه
بخابن.,
یدفه لره میگه….. فقط منو ساعت سه بیدار کن قرصامو بخورم…

********************************************************
غضنفر داشت گریه می کرد
میگن چته؟
میگه پشیمونم کاش به حرفاى پدرم گو ش کرده بودم !!!
میگن مگه چى می گفت؟

میگه نمی دونم ، گوش نمی کردم که !!

****************************************************

مبازره بین سگ هابود ، لره هم سگشو میاره ، سگ لره تمام سگارو میخوره ! ازش میپرسن سگت از چه نژادیه؟ میگه : سگ نی ! شیره ، سرشه باماشین ۴ زدم

******************************************************
یارو ازشیرآب جلو یک مغازه وضومیگیره!!!
صاحب مغازه میگه:
من ک راضی نیستم !!!!!
بلافاصله بادی از او رها می شه
میگه
بیاباطلش کردم راحت شدی بدبخت گدا!!!!

********************************************************

یکی تو کانادا کنار ساحل شلوارشو گم میکنه از یه  کانادایی میپرسه : شلوار منو ندیدی ؟ کانادایه میگه : No,No

میگه : نو نو هم نبید  خشتکش یه کم پاره بید

*******************************************************
سه تا نفر میرسن ایستگاه قطاراما قطار حرکت کرده بوده دنبالش میدوند دوتاشون سوار میشن سومی نمیتونه سوار بشه ولی از خنده غش میکنه میگن چرا میخندی ؟میگه اوناکه سوار شدن اومده بودن بدرقه من !

****************************************************

به لره میگن متولد کجایی؟میگه U.S.A.میگن آمریکا؟میگه نه،یونجه زارهای سرسبز الیگودرز.

********************************************************

شب اول قبر به مرده ای میگن: امام اولت کیه؟! میگه: امام خمینى!! میگن: ببریدش جهنم، میگه: نه امام علی!! به قرآن فکر کردم از کمیته امداد اومدین!

*********************************************************
یکی تو جبهه جنازه خاک میکرده
طرف داد میزنه:من زنده ام!
با بیل میزنه تو سرش میگه:خفه شو
الآن بدنت گرمه نمیفهمی
تو شهید شدی!!!

***********************************************************
یکی رو میگیرن میگن : پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد ! میگه : مگه چیه؟ ؟؟ از شما بهتره که مینویسین خدا با ماست!

***********************************************************

به ملا میگن سخترین کار دنیا چیه میگه پر کردن نمکدون میگن چرا ؟چون سوراخاش خیلی ریزه

******************************************************

کردهه دستش میشکنه موقع گچ گرفتن به دکترمیگه:بعدازاینکه دستم خوب شد میتونم پیانو بزنم؟ دکترمیگه آره، لره میگه چه جالب قبلا نمیتونستم!!!

*************************************************

کاروان لرها میره مکه، تو طواف بهشون میگن بگید “لبیک لبیک لا شریک لک لبیک”…
لرها میگن ماشعارخارجی سرمون نمیشه؛ “سقای دشته کربلا ابرفرض ابرفرض…”

***********************************************************

زنگ زدم به داداشم گفتم: برو تو سایت دانشگاه نمره هامو نگاه کن فقط جلوی بابا تابلو نکن، اگه یک درس افتاده بودم بگو سلام علیکم اگه دو تا درس بود بگو سلام علیکم و رحمت الله اگه سه تا درس بود بگو سلام علیکم و رحمت الله و برکاته!!
خلاصه یه جور که بابا متوجه نشه.
خان داداش ماهم رفت چک کرد به حالت شوک زده زنگ زد بهم گفت:
السلام علیکم و رحمت الله و بر کاته ان الله و ملاءکته یوصلون علی النبی یا ایهاالذین امنو سلو علیهم وسلمو تسلیما !

***********************************************************

آبادانیه میره تو ساندویچی به یارو میگه: کا پیراهن داری؟ طرف: نه نداریم
میگه: کا شلوار داری؟ طرف: نه نداریم
میگه: کا تی شرت داری؟ طرف با عصبانیت میگه: نه نداریم اینجا مغازه ساندویچیه

آبادانیه میگه: پس چرا رو شیشه زدی کا لباس موجود است؟

***********************************************************

یارو بالای درخت چنار نشسته بود،
یکی ازش میپرسه بالای درخت چنار چیکار میکنی؟
میگه دارم توت میخورم
یارو میگه الاغ، این درخت چناره، توت نداره که

میگه  توت تو جیبمه،
الاغم خودتی

***************************

تو جلسه روضه خانومها.خانم روضه خون رو به بقیه کرد و گفت: به.شوهراتون حق ازدواج مجدد بدین تا به گناه
آلوده نشن…!
همین نصیحت کافی بود که یه خانومی بلند بشه و بره در گوش خانم جلسه ای  بگه: خدا اموات شما رو بیامرزه که با این حرفت راحتم کردی، مونده بودم چجوری بهتون بگم..من زن دوم شوهرتون هستم..

چاه مکن بهرکسی اول خودت بعدش کسی.سه ای از حال رفت و بیهوش شد..

خلاصه با کلی آب پاشیدن رو صورتش و ماساژ قلبی به هوش اومد..

خانومه بهش گفت اگر خودت به حرفات پایبند نیستی الکی مردم رو نصیحت نکن..من خودم شوهر دارم فقط میخواستم ببینم خودت به حرفهایی که میزنی ایمان داری و عمل میکنی یا نه?!!

**************************************

پلیس جلو مرده رو رو میگیره
مرده پیاده میشه میگه

جناب سروان ننویس
به قرآن ندیدم به خدا ندیدم به جون بچم ندیدم

پلیس میگه یعنی تو چراغ قرمز رو ندیدی؟؟؟

مرده میگه اونو دیدم
تورو ندیدم..

****************************

ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻡ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﻔﺮ ﺷﺪﻩ…
ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﺵ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺣﻘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ
ﻣﻌﻠﻤﺶ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺟﻠﻮﻡ…
ﺳﻮﺍﻝ : ۱
( ﺍﻻ ﯾﺎ ﺍﯾﻬﺎ ﺍﻟﺴﺎﻗﯽ ﺍﺩﺭ ﮐﺎﺳﺎ ﻭ ﻧﺎﻭﻟﻬﺎ )
ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪ؟

ﺟﻮﺍﺏ:
“ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﮐﻦ ﺗﻮ ﮐﺎﺳﻪ ﯼ ﻣﻦ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﮐﻦ !”
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﭘﺮﻭﻧﺪﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﺗﺮﮎ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﮐﻨﻪ
اونجا اوجِ

جمله ” حلال زاده به داییش میره” رو درک کردم.

 

*****************************************

طرف نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:
یا امامزاده داوود یه بسته خرما نذرت میکنم.
بالای تپه که رسید گفت: بیخیال نذر!

سرازیری ترمزش برید گفت: یا امام رضا بدادم برس داوود واسه یک بسته خرما داره خون به پا میکنه.

***************************

ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺑﻼﺳﺖ..

ﻣﯿﮕﻦ: ﺑﻪ ﺑﻪ ، ﮐﯽ ﻛﺮﺑﻼ ﺭﻓﺘﯽ…!؟
ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﻦ ﻧﺮﻓﺘﻢ که ، ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ.

**********************************

مرد داشت روزنامه میخوند..زنش با ماهی تابه زد تو سرش…
مرد گفت : چرا اینجوری میکنی؟
زنش گفت : نگین کیه؟ اسمش رو این کاغذه نوشته شده…تو شلوارت پیدا کردم…….
مرد گفت: دو روز پیش تو مسابقه اسب سواری سر یه اسب شرط بندی کردم..اسمش نگین بود…..

روز بعد مرده باز مشغول روزنامه خوندن بود که ایندفه زنش با قابلمه کوبید تو سرش..
مرد گفت :دوباره چی شده؟
زنش گفت: اسبت زنگ زده بود…..!!!
نتیجه اخلاقی: زنها همیشه درست حدس می زنند.

نتیجه اخلاقی: زنها زود قضاوت می کنند…

*********************
مهمونی بودیم
یه گوشت بزرگ تو خورشت بود
روم نشد وردارم
یهو برقا رفت سریع گذاشتمش دهنم!
بعد که فهمیدم لیمو امانی بوده!
من دیگه هیچوقت اون آدم قبل نشدم

*************************

معلومه که دخترا باید نگران موضوع بی‌شوهری باشن!

خب دارن میبینن که:
ماشالله ماشالله بعضی از پسرا واس خودشون خانمی شدن!

*******************************

هیچ چی رو چشم بسته نپذیرید!

حتی سخنان بزرگان را،
مثلا :
سحرخیز باش تا کامروا شوی دروغه باور نکنین.
دور و بر ما، سحر خیز ها یا نانوا شدن یا کله پز.

**********************************

مردی در جزیره ای افتاد که همه ساکنینش زن بودند…
زنها تصمیم گرفتند مرد را اعدام کنند…
و پیش از اعدام از او خواستند که آخرین درخواستش را بگوید.
مرد گفت: می خواهم  زنی مرا اعدام کند که خود را زشت ترین زن جزیره می بیند.!
… مرد تا الان زنده است، مغازه ای باز کرده و خداروشکر اوضاعش روبراهه.

********************************

ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ.

ﺍﻭﻟﯽ: ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ لﻓﺘﻢ ﻓﺮﺍنشه ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ!

ﺩﻭﻣﯽ: ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺍژﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻪ ﺟﺸﻨﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﻮﻭﻭﭖ!!!

ﺍﻭﻟﯽ: ﺟﺪﯼ؟ پش ﭼﺮﺍ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﻧﮑﺮﺩﯼ ﻧﺎﻣﺮﺩ؟

ﺩﻭﻣﯽ: ﻭﺍﻻ شرﺍﻏﺘﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﻓﺘﯽ ﻓﺮﺍنشه.

******************************************

آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه

به راننده بلیط میده  راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه

آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن روش نوشته آبادان وحومه.

دیدگاهتان را بنویسید