جامعه با من و تو، ما می شود، قبل از دیگران به خودمان برسیم

مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.

سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.

کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل می کند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک می کند.

بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور می بیند، لوله ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب می زند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است.

کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره می زند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیافتد!

استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر میاد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را بنام خودش چاپ می کند.

دانشجو پول می دهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه می دهد تا صاحب مدرک شود.

پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمیکند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.

همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز می کنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن می گویند و در اینستاگرام پستهای روشنفکری را لایک میکنند.
همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن می کنند که میخواهند.

جامعه با من و تو، ما میشود، قبل از دیگران به خودمان برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.